اخبار 1397/04/25 آخرین به روز رسانی
RSS
15078071
Skip Navigation Links   
آذر 1396 - چرا حال صندوق‌ها خوب نيست؟
چرا حال صندوق‌ها خوب نيست؟
مشکل از کجاست؟
ميکائيل عظيمي/ مديرعامل مؤسسه راهبردهاي بازنشستگي صبا


وضع صندوق‌هاي بازنشستگي بحراني است. اما دو دسته اين را قبول ندارند. گروهي از دردمندان صاحب نظر و دانشمندان آرزومند آباداني ايران که اين داوري را ابزار گريز دولت از ايفاي مسؤوليت‌ها تحليل مي‌کنند؛ و گروهي ديگر که با اشاره به ارقام چندين ميلياردي دارايي‌هاي صندوق‌ها، آنها را «پول‌دار» مي‌دانند و کوفتن بر طبل بحران صحنه‌سازي مديران براي گريز از مسؤوليت‌ مي خوانند. هر چه باشد، صندوق‌هاي بازنشستگي در بحران هستند چون:
*سر هر ماه براي پرداخت حقوق بازنشستگان با کسري هنگفت نقدينگي مواجه هستند.
*دولت هم پول کافي براي جبران ندارد و تا اينجا به قيمت کاستن از بودجه عمراني توانسته کسري صندوق‌ها را جبران کند و اسباب پرداخت حقوق بازنشستگان را فراهم؛ اما اين اقدام را بخوانيد جبران کسري صندوق‌ها به قيمت کاهش سرمايه‌گذاري، کاهش رشد اقتصادي، افزايش بيکاري، افزايش انواع و اقسام آسيب‌هاي پس از بيکاري!
*صندوق‌هاي بازنشستگي همه به جز تأمين اجتماعي که با فروش دارايي (بخوانيد از کيسه خوردن) رو پا مانده است، جملگي (مستقيم و غيرمستقيم) به منابع عمومي و بودجه دولت تکيه دارند. اين رقم در مورد صندوق بازنشستگي کشوري تا 70 درصد و در مورد صندوق لشکري تا 100 درصد رسيده است!
*همين مبلغ حقوقي که با هزار دردسر و با هزينه هنگفت براي اقتصاد ملي تأمين مي‌شود، در بهترين حالت تکافوي 42 درصد هزينه‌هاي زندگي يک خانوار را تأمين مي‌کند. يعني صندوق‌هاي بازنشستگي در ايجاد زمينه‌هاي رفاهي که قول داده بودند، ناکام شده و صندوق و ذينفعان آنها در بحران کفايت مزايا اسير شده‌اند.
بي‌ترديد اين وضع را بايد بحراني ناميد؛ چه مورد سوءاستفاده قرار گيرد، چه نگيرد. واقعيت بحران در تأمين نقدينگي مورد نياز است. و باز، بي‌ترديد قرار بوده تا صندوق‌ها بتوانند بر قولي که داده‌اند (تأمين حقوق بازنشستگي) وفادار بمانند، قرار بوده تا مديران صندوق‌ها با سرمايه‌گذاري حق بيمه‌ها/کسورات پرداخت شده منابع لازم براي چنين روزهايي را فراهم آورند، قرار بوده تا نرخ‌ها و ضرايب به گونه‌اي محاسبه شده باشند تا پايداري صندوق‌ها را تضمين کند. پس چرا چنين روزگاري بر صندوق‌هاي بازنشستگي کشور حاکم شده و بحران آنها طيف گسترده‌اي از جامعه و اي‌بسا همه جامعه را در خود گرفتار کرده است؟
هر چند پاسخ به چرايي بروز چنين وضع بحراني، از سويي مثنوي هفتاد هزار من کاغذ است و از سويي ديگر شير ژيان مي‌طلبد، اين سياهه تلاش مي‌کند بر نکاتي اشاره کند. چرا که روشن و بديهي است که تشخيص درست درد، آغاز تجويز داروي اثربخش است و تشخيص‌هاي ناروا، نه تنها دردي را دوا نمي‌کنند، بر مصيب و رنج نيز خواهند افزود.

يکبار براي هميشه؛ کي و کجا صندوق بوده؟
علما و انديشمندان و صاحبنظران، به تجربه قرن‌ها و به همت سال‌ها، رسيدند به اينجا که جوامع بشري براي استواري و پايداري و تداوم حيات جمعي، نيازمند نظام‌هاي رفاهي هستند و اين نظام‌ها بدون بيمه‌هاي اجتماعي و بدون صندوق‌هاي بازنشستگي، حکايت همان شير بي‌يال و دم و اشکم است. همان انديشمندان که تکيه بر کوله‌بار بسيار پرهزينه تاريخ دارند، براي استقرار نظام‌ جامع رفاه و تأمين اجتماعي، راهبردهاي مشارکتي (بخوانيد بيمه‌هاي اجتماعي) را در کنار ديگر راهبردها شناسايي و توصيه مي‌کنند. در ادامه همين مسير است که وقتي سخن از صندوق بازنشستگي در ميان است، سخن از نهادي عمومي و نه الزاماً دولتي در ميان است که حق‌بيمه‌ها و کسورات را از افراد گرفته تا با سازوکار سرمايه‌گذاري ارزش اين دارايي‌ها را افزايش داده تا بتواند از عهده قول پرداخت مستمري (حقوق بازنشستگي) برآيد. در اين چارچوب روشن است، اگر منبع و پولي براي سرمايه‌گذاري در اختيار صندوق قرار نگيرد، صندوق از ماهيت و کارکرد اصلي خويش دور خواهد شد و نخواهد توانست به قول پرداخت مستمري وفادار بماند.
در برابر چنين تصوير روشني، اما، شوربختانه بايد گفت تا اواخر دهه 1360 سازمان تأمين اجتماعي (بزرگترين صندوق بازنشستگي کشور) فاقد سازوکار سرمايه‌گذاري بود و حتي بانک‌ها براي نگهداري منابع از اين سازمان حق‌الزحمه مي‌گرفتند! در موردي ديگر صندوق بازنشستگي کشوري (دومين صندوق بزرگ کشور) تا سال 1376 هيچ (بله هيچ) مبلغي از محل کسورات (حق‌بيمه‌ها) دريافت نمي‌کرده است! آن زمان که صندوق‌ها جوان بودند و تعداد کسورپردازان از تعداد حقوق‌بگيران بيشتر بود، آن دوران که هنوز به مدد درآمدهاي نفتي و غيره، پول مورد نياز صندوق‌ها، پول‌خردِ ته جيب خزانه بود و در آن جيک‌جيک مستانه، کسي به فکر خزان و زمستانِ پيريِ صندوق‌ها نبود. حال که تشت کسري منابع از هر بام و خانه‌اي بر زمين افتاده و صداي هولناک و خوفناک آن گوش همه را آزرده، جملگان، در پي مقصر هستند!؟

سوء‌مديريت صندوق‌ها
روشن است و ناگفته پيدا که تأکيد بر نکته رفته، از باب تطهير مديران و غسل تعميد نظام تدبير حاکم بر صندوق‌ها نيست. صد البته که اين صندوق‌ها از گذشته تا کنون و تا آينده قابل پيش‌بيني در اسارت نظام مديريت و حکمراني ناکارآمد هستند. و هزاران البته که آثار بي‌مبالاتي‌ها، خاصه‌خرجي‌ها و برداشت‌هاي غيرحرفه‌اي از صندوق‌ها، اين نهادهاي عمومي و گسترده را امروز در دامان بحران رها کرده است.
اگر بود رعايت اصول حکمراني خوب، اگر بود تلقي «عمومي» از صندوق‌ها، اگر بود باور و اصرار به رعايت کارايي، اگر بود تلاش براي بهره‌گيري از ابزارهاي نوين و اگر بود ده‌ها مورد ديگر، اي‌بسا عمق و گسترده بحران چنين نبود و اي‌بسا پيشتر از اين آژير خطر به صدا در مي‌آمد و اسباب تجهيز و اصلاح مسير را فراهم مي‌کرد.

راه‌حل؛ نقطه آغازين
پذيرش بازنشستگي به عنوان حقوق شهروندان، سبب مي‌شود تا پذيرش اصول شفافيت و پاسخگويي که بنيان حکمراني خوب است مساعدتر و آسان‌تر باشد.
اما فارغ از آروزهاي بزرگ و ايده‌آل‌هاي دور، شايد تصريح بر لزوم «نهادهاي مستقل و ناظر» بر صندوق‌هاي بازنشستگي يکي ديگر از موارد اصلاح‌گر باشد. شايد خالي از لطف نباشد که استقرار چنين نهادي نه امري بديع و تازه که اصل و الزامي قانوني است که بيش از 13 سال از تصويب آن مي‌گذرد. چرا که ماده 1 و تبصره 2 ماده 1 قانون ساختار نظام جامع رفاه و تامين اجتماعي (مصوب 1383) مقرر کرده تا مرکزي براي رصد، پايش و پيمايش تصميمات و اقدامات آسيب‌رسان به حوزه رفاه و تامين اجتماعي ايجاد شود ميزان اين آسيب، بايد توسط دولت جبران شود. باشد که تا ديرتر از اين نشده، نظام تدبير توسعه به تأسيس چنين نهادي اقدام کند.
لينک دانلود
[ بازگشت
ساختمان مرکزی : تهران - خيابان دکتر فاطمی - ميدان جهاد شماره 61 ، تلفن 88954405 ، فکس : 88963602 ، شماره پستی : 1414771118
کليه حقوق اين وب سايت متعلق به صندوق بازنشستگی کشوری بوده و استفاده از مطالب آن با ذکر منبع بلامانع است
Designed & Developed by : Behvar Design & Engineering Co.